بی بی بارونی
فکر می کنم همه شعر سهراب رو شنیدید چترها را باید بست......................................... 1.اگه بارون دیدید سلام منون بهش برسونید 2.اگر دیدم زیرش نرید جون باران اسیدیو کثف که زیرش لذتی نداره راه برید نتیجه: اگر باران بود ویا دیدید چترهارا باید بازکرد خدایا من از این بارون لذت می بردم اینم ازم گرفتن حالا چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زینگگگگگگگگگگگگگگ............................ باید اعتراف کنم داشتم نقش بازی میکردم یادم بود ولی دوست نداشتم زنگ بزنم باسرعت گفتم نه بدون فکر گفتم کاردارم می خوام بادوستم برم بیرون دروغ گفتم ولی............ هیچ وقت فکر نمی کردم دوستی که با تمام وجود دوستش داشتم محکم شم برایه فراموشش کردنش و ازش جداشم 16سال دوستی با یه امتحان ساده از بین رفت چیزی که تا 3سال پیش بهش می خندیدیم حالا همون باعث جداییمون شد هنوز چشماس رو یادم نمیره دیگه باید جداشم بخاطر باری که برنداشتو باری گذاشت عزیزم امروز لحظه لحظه یادت بودم ونگران نذریت اما................ من کلمه نه رو نگفتم چون زمان مناسبی بود برای این که بیشتر بشناسمت و............... کاش طور دیگه ای بودی چقدر راحت یه آدم دوستیمونو بهم زدنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خداحافظ دنیای امروزه ماشده این اتفاقایه عجیب. بعد دخترا پسرا رو محکوم می کنن و پسرا دخترارو بیچاره لیلی و مجنون شیرین و فرهاد..................................................................... بیچاره من بیچاره تو بیچاره بچه هایه اینده صداش توگوشم پیچیده عطرش دیونم کرده انگار تنهاچیزیه که سر حالم میاره وقتی قطره هایه سردش رو سرم میرزه روحم تازه میشه چند شب سراسر وجودم حس تازه ای داره شما هم لذت ببرید و.................... دعایادتون نره زینگ ............بله سلام بی بی خبر دارم برات !چی شده؟ xپارتی بازی کرده مشکل طرف مثل تو بوده بیا دادو بیداد کن،زنگ بزن ................ ! ولش کن چی بگم؟ ای بابا !بیا چرا نمی خوای دنبالشو بگیری؟ تمام اتفاقا مشکلات چند برابر شده بعداز اون و.....................بغض گلومو گرفت ولش کن!این x میدونه و خدایه خودش من نمیام ولش کن اصلا چی بگم؟ چرا اون اره من نه؟ مدتهاست که دارم دنبال حرف تازه ،کلمه تازه یااتفاق تازه میگردم اما همه تازه ها بوی کهنگی یا تکرار میدن شاید بخاطر اینه که تازهگی وجود نداره شاید بخاطر تکرار شدن اتفاقاست یا بخاطر تکرار شدن زمانه! نمی دونم! همه می گن زمان طلاست ، زمان جاریست ووقتی گذشت دیگر بر نمی گردد. آره؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!! پس چرا تمام لحظه ها ،اتفاقها،اشتباه ها وحتی کلمات تکرارمی شن؟ پس زمان هم جاری نیست و تکرار می شه این جملات هم بوی کهنگی میدهد کجاست کلمات تازه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهتره بگم! کجاست یک زمان تازه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اشکام جاری شدن وانگار قصد بند اومدنم ندارن همه می خندن ولی من ................. یه روزی دست به دامنت شدم مشکل گشام بشی گره مشکلم محکم تر شد هیچ !یه عالمه مشکله دیگه هم اضافه شد ببین شب تولدت دارم گریه می کنم گلایه نیست درد دله آقا تولدتون مبارک در حوض حسم سنگی پرتاب شد طبع شعرم درنوسان است کلمات زلالم از لب حوض سر خورند ولبریز شدند با سرعت همه را جمع می کنم آرام وبا دقت برصفحه سفید می گذارم چه زیبا در نور ذهن می درخشند چه تصویر ها بر پرده دلها نمایش می دهند در حوض چه اشوبیست هنوز کلمات وسنگ در پی اثبات خودند سنگ از کلمات تر شد در کلمات غرق شد آرام آرام به عمق حوض رخنه می کند آرامش باز می گردد دوباره تفکراتم خیره به حوض و سکوت.............. شاید................... روزی........................ پرتاب سنگی............................ همیشه وقتی عصبانی می شدم با علامت سکوت ارومم میکرد و خودش وقتی عصبانی میشد لبش رو بهم می فشرد وبه آسمون نگاه میکرد معنیه کارشو نمی فهمید اون روزم یکی از همین روزا بود #چرا جوابشو ندادی بهار؟ فقط بهم نگاه کرد وبعد آسمون #گشتی منو بارفتارت جواب میدادی؟ @حالم بده بعدا حرف میزنیم .از جاش بلند شد محکم دستش رو گرفتم # بشین حالا جواب می خوام! به چشمام خیره شد و آه کشیدو گفت:ببین اگه سکوت میکنم چون باید ببینم کجا اشتباه کردم همین! #ولی کارت درست بود! لبخندی زدو دستش رو از توی دستم کشیدو رفت دوهفته بعد جلویه چشمم همون ماجرا برایه طرف مقابل اتفاق افتاد #بهار یک حالی کردم مات مونده بود ولی بعدچه دعوایی شد بهار با ناراحتی بهم نگاه کردو گفت دوست داشتی در مورد منم همینو میگفتن ؟ با عصبانیت گفتم نه! @علت سکوتمو فهمیدی وقتی آسمونو نگه مکنم می خوام خودش بهم بفهمونه اشتباه کردم یا نه #حالا فهمیدی؟ با شیطنت لبخند زد ونگام کرد بازم رفت بلند گفتم :بازم کم آوردم ولی توجهی نکرد و رفت امروز باعجله توی پارک داشتم به سمت محل کارم میرفتم که توجم به دوتا پسر 10-12 ساله جلب شد هردو با وسایلایی که توی پارک میزارن برا ورزش داشتن بازی میکردن 1- نمی دونم چیکار ؟ 2- من خوب اینارو میشناسم جواب اساشو نده دیر به دیر جواب زنگشو بده همچین درست میشه! اعتراف میکنم پیش اون نمیوجبی کم آوردم جالب ترش اینجابود روبرو شون یه دخترو پسر جوون ........... دختره جزوشو گذاشت بود بینشون به معنی این که داره درس میخونه ولی....... مخ زده شده بود به روبروم نگاه کردم کسی نبود بچه های دیروز بچه های امروز وای به حال بچه های فردا
بله
سلام بی بی خوبی؟ اگه زنگ نزنم زنگ نمی زنی دیگه؟!
سلام خوبی ؟چطوری ؟چه خبرا؟
باهات قهرم ! فردا میای؟ نذری دارم میای؟
باشه!حالت خوبه؟خواستی خونه مامان بیا
باشه
وقتی به اشکام می خندید
وقتی بهم میگفت من الگوش بودم ولی نکنه اشتباه کرده
وقتی .............................
؟:لیلی و مجنون عاشق هم بودن؟!اصلا عشق چی هست؟
!:نمی دونم!فکر کنم همون کلمه ای که می خوایم طرفو سرش شیره بمالیم میگیم یا دخترا می خوان مارو مچل کنن میگن
؟:ها! آها راست میگی!x می خواست منو بچاپه گفت.ببینم zبهت گفته عاشقتم ؟
!:نه بابا!اون پپهتر از این حرفاست ولی من می خواستم.............بهش گفتم کلی خر شد
؟:ا؟!پس چرا x خر نمی شه ؟!
!:چون از این حرفا زیاد شنیده خودش این کارست
؟:پس یادم باشه دیگه هر کی گفت عاشقتم خر نشم
اون کارش گیره!فهمیدم عاشقتم یعنی خرشو کارم راه بیفته



من دوست ندارم که...............
من با شما وافقم خانم .....................
تو دلم گفتم




| Design By : Pichak |

