بی بی بارونی

دلم براش تنگ شد خواستم بهش فکر کنم اما مغزم اونو تو ذهن راه نداد

دلم بارونی شد خواستم اشک بریزم چشمام اشک رو................

دلم هوای اسمشو کرد اما لبهام .................................

بیچاره دلم

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ توسط بهارو بارون نظرات ()

احساس میکنم افتادم تو سرازیری یه جوری که به هر چیزی که سر راهم هست چنگ میندازم بدونه این که فکر کنم شاید همون باعث نابودیم بشه یا زخمیم کنه حالا دلم زخم خوردست چی بگم!

همه چیز شده مثل اتوبان یطرفه

 

نوشته شده در پنجشنبه ٩ تیر ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط بهارو بارون نظرات ()


Design By : Pichak