بی بی بارونی

گوشیم زنگ خورد توخواب بیداری بودم

:بله بفرمایید

؟:سلام خوبید

صدارو میشناختم همونی که چشمامو بارونی کرد

؟:میشه این کارو انجابدید

هنوز خواب بودمهیپنوتیزمتو اون حالت دیدم داره خودمونی میشد که باعصبانیت بهش فهموندم حدش کجاست جالبه! انگار نه انگار چه بلایی سرم اورد

به قول قدمیا نه خانی رفته نه خانی اومده تازه یه چیزی باید بهش دستی میدادم

اومدم چیزی بهش بگم دیدم نمی فهمه اگه میفهمید زنگ نمیزد یا زنگ زده بودمعذرت می خواست

سوال اینو بهش می گن رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟سوال

نوشته شده در جمعه ٢۸ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ توسط بهارو بارون نظرات ()

ماه کامله دوباره بهم زل زده.من واون یه بازیه قدیمی داریم که همشه بازنده منم آخه وسطاش خوابم می بره ولی اون تا صبح بهم خیره میشه وپلک نمیزنه

هر وقت ماه چشمش بی خوابه دلم بد جوری بهم میریزه دلشوره میگیرم شاید بخاطر اینه که می فهمم اونم حالش بده بخاطر همینه خوابش نمیاد خیلی دلم می خواد بدونم نگرانه کیه؟یا چیه ؟اما................ 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط بهارو بارون نظرات ()

چه بیهوده برای کشیدنت مدادرنگی هایم را حرام کردم...

لااقل مداد سفیدم برایم ماند...

جایی در وجودت نداشت..

بردیا

ممنون بردیایه عزیزم خیلی زیباست

نوشته شده در دوشنبه ۳ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط بهارو بارون نظرات ()


Design By : Pichak