بی بی بارونی

سلام بابای قشنگم :

امروز مردی رو دیدم با مرام ،با غرور مهربون درست مثل خودت .منو هوایی کرد .بابا دلم برات تنگ شده وبهانه می گیره .کاش بودی.کاش می تونستم فقط یک لحظه در آغوش بگیرمت فقط یک لحظه .انقدر دلم می خواد روی پات بشینم شرین زبونی کنم ولی .....

بابا وقتی یاد اون لحظه هایی می یوفتم .درد داشتی ولی با آرامش و لبخند به حرفهای من گوش می کردی،بازی می کردی تمام وجودم آتیش می گیره.چرا قدر اون لحظه ها رو ندونستم؟چرا؟می دونی به دخترت یک هزاروم از صبر خودت یاد ندادی.ببین چه بی تابم.

دوست دارم خیلی زیادبابای خوبم

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٤ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ توسط بهارو بارون نظرات ()


Design By : Pichak